
چشمانی گود، بیحرکت و خیره به هر کسی که روبرویش میایستد، از زیر پیشانیای که دههها شبزندهداری و روزهداری بر آن خط انداخته، به بیرون نگاه میکنند. موهای خاکستری که از خط رویش مو به عقب رفتهاند، چهرهای را که بر اثر گذر زمان گود افتاده است، قاب گرفتهاند، در حالی که ریشی بلند که در انتهای پایینی خود به دو رشته پیچخورده تقسیم شده و تا وسط سینه افتاده است. این پرتره نیمقد از ماکسیموس کاوسوکالیویتس - «کلبهسوز»، پس از عادت او به ساختن و سپس تخریب مکرر صومعه خود - که در قرن هجدهم توسط دستی نقاشی شده که هیچ امضایی از خود به جا نگذاشته است، متعلق به کلی تایپکاریون در کاریه است، یکی از آثار بیشمار ناشناسی که سنت پسا-بیزانسی نقاشیهای یادبود آتونی را به قرون بعدی حکومت عثمانی منتقل کردند.
قدیس رو به روی زمینی چنان تاریک ایستاده که تقریباً به عنوان فقدان رنگ تلقی میشود، همان حالت کاهنیِ رو به جلوی مرسوم برای چهرههای رهبانی و زاهدان در سراسر نقاشیهای آتونی. پشت سر، هاله وسیعی از طلا با قدرتی غیرمعمول چشم را به خود جلب میکند: سطح آن، که به جای درخششی صاف و یکدست، از گذرگاههای خالدار و ناهموار تشکیل شده است، یادآور طلاکاری دستیِ قدیمی است. در سمت چپ پایین، طلا نازک شده و در جاهایی کاملاً برداشته شده است و گل سرخ گرمترِ اُخرایی که زمانی در زیر آن قرار داشت را نمایان میکند - ناحیهای از ساییدگی که با قرنها دود شمع و جابجایی سازگار است.
آنچه این پرتره خاص از قدیس را از شمایلهای یونانینگارتر آتوس متمایز میکند، کتیبهنگاری آن است. در سمت راست هاله، با حروف باشکوه اسلاوی کلیسایی همراه با لیگاتورها و علائم اختصاری معمول در نسخههای خطی مذهبی، نقاش نام و لقب قدیس را ثبت کرده است. یک حرف - احتمالاً ابتدای یک عنوان افتخاری کوتاه مانند "Prepodobne" به معنای "Venerable" - قبل از خود نام آمده است که به صورت "Maksim" ترجمه میشود و ظاهراً از طریق حرف Ksi خلاصه شده است، روشی که در املای اسلاوی کلیسایی از یونانی برای آوانویسی نامهای حاوی خوشه صامت κσ قرض گرفته شده است. یک علامت تأکید بالای هجای دوم از همان قرارداد مذهبی پیروی میکند. در زیر، در سطر دوم، شکل صفتی "Kausokalivskii" شناسایی را کامل میکند.

نقاشی دیواری سنت ماکسیموس کاوسوکالیویتس و کتیبه اسلاوی آن
چنین کتیبهای به یک کارگاه یا حداقل یک حامی اشاره دارد که با حضور رهبانی اسلاوی که مدتها در کاریِس مستقر بود، مرتبط بود، جایی که کِلی به انجمنهای برادری بلغاری، صربی و روسی در کنار بنیادهای یونانی در طول دوره پس از بیزانس همزیستی داشت. اینکه آیا خود نقاش در یک محیط آیینی اسلاوی کار میکرده یا صرفاً از دستورالعملهای یک حامی از آن پیروی میکرده، به تنهایی نمیتواند مشخص کند.
زیر ریش، هر دو دست از یک پیراهن تیره که زیر شنل خاکستری-سبز پوشیده شده، بیرون میآیند و یقه آن با نوار باریکی از پارچه تقریباً سیاه تزیین شده است. دست راست، تکهای از پارچه سفید را گرفته که لبه پایینی آن با حاشیه قرمز تیره، به صورت چینهای نرم بین انگشتان جمع شده است؛ بخش کوچکتری از همان پارچه در گوشه انتهایی آن توسط دست چپ گرفته شده است که عمدتاً از زمینه رنگ باقی مانده بریده شده است. هیچ کتیبه یا تزیینی سطح ساده آن را قطع نمیکند و در اینجا عمدتاً به عنوان گذرگاهی از پارچه عمل میکند، رنگ سفید آن در مقابل رنگهای گوشتی اخرایی، موهای نقرهای و زمینه تیرهای که در غیر این صورت بر پالت غالب هستند، جلب توجه میکند.
شرح مستند زندگی ماکسیموس بر اساس چندین نویسندهی قدیس است و طرح کلی آنها حتی در مواردی که جزئیات با هم متفاوت است، با هم همخوانی دارد. او که با نام مانوئل در لامپساکوس در هلسپونت متولد شد، در جوانی در صومعهای در کوه گانوس به راهبگی روی آورد، سپس از قسطنطنیه و تسالونیکی عبور کرد و سرانجام در لاورای بزرگ ساکن شد. دهههای پس از آن در کوه مقدس با زهدی غیرمعمول حتی با معیارهای خود کوه آتوس مشخص میشد: سرگردانی دائمی، جنون ساختگی در سنت ابله مقدس، و امتناع از نگه داشتن هر مسکنی دائمیتر از کلبهای از شاخهها، که هر زمان که خطر تبدیل شدن به خانه را داشت، خودش آن را میسوزاند.
صومعهای که راهبان بعدی در نزدیکی محل سالهای پایانی عمر او بنا کردند، لقب او را گرفت و از آن زمان تاکنون، با برگزاری جشن او در ۱۳ ژانویه، یاد این قدیس گرامی داشته میشود. فرقه او در میان جوامع یونانی و اسلاوی کوه مقدس به اندازهای فعال ماند که ساخت مجسمههای جدید از او، مانند این مجسمه در تایپیکاریون، تا قرن هجدهم ادامه یافت.
